آخرالزمان در شعر فارسی!

اعتقاد به ظهور منجی امری است که در همه ادیان توحیدی دیده می‌شود و به آن وعده داده شده است. این امر در دین اسلام که آخرین و کامل‌ترین ادیان است و پیامبر آن خاتم انبیا، ظهور و نمود بیشتری دارد. 
روایت وقایع آخر الزمان و فتنه‌های آن روایتی مشهور در بین تمامی اقوام و مذاهب اسلامی است تا جایی که انعکاس آن در اشعار شاعران و نویسندگان به ویژه شاعران پارسی زبان دیده می‌شود، هرچند آنان بیشتر از مضمون این روایات بر اقتضای کار خویش برای طبع آزمایی استفاده کرده‌اند. به عنوان مثال حافظ در ستایش محبوب خود گوید:
از آن زمان که فتنه چشمت به من رسید
ایمن ز شر فتنه آخر زمان شدم۱

و باز در جایی دیگر در شکایت از روزگار گوید:

خواهم شدن به کوی مغان آستین فشان
زین فتنه‌ها که دامن آخر زمان گرفت۲

همچنین ظهور شخصی به نام دجال در آخر الزمان که بر درازگوشی سوار است و همه مردم را می‌فریبد از اقوال مشهور است که به وفور در شعر شاعران پارسی زبان دیده می‌شود. ناصرخسرو شاعر قرن پنجم هجری در قصیده‌ای به شهرت عام داشتن این روایات اشاره می‌کند:

قصه دجال پر فریب شنودی
گوش چه داری چو عامه سوی فسانه
گر به سخنهاش خلق فتنه شود پاک
پس سخن اوست بانگ چنگ و چغانه
گوش تو زی بانگ اوست و خواندن او را
بر سر کوی ایستاده‌ای به بهانه۳

شیخ اجل، سعدی، در گلستان آنجا که از آسیب‌های فقر می‌گوید به مرکب دجال اشاره نموده است:

چون سگ درنده گوشت یافت نپرسد
کاین شتر صالح است یا خر دجال۴

پس از ظهور دجال نوبت ظهور منجی است تا خلق را از فتنه او برهاند. نام این منجی به اتفاق همه اخبار و اعتقاد همه فرق اسلامی مهدی(عج) است. و البته این اعتقاد نیز در شعر شاعران پارسی زبان نمودی بارز دارد؛ چنان که سنایی غزنوی در حدیقه الحقیقه خود گوید:

ای به دم جفت عیسی مریم
دام دجال برکن از عالم
اندر این روزگار بدعهدی
چیست جز عدل هدیه مهدی۵

همچنین حافظ در یکی از غزل‌های خود به پایان فتنه گری‌های دجال پس از ظهور آن حضرت اشاره دارد:

کجاست صوفی دجال فعل ملحد کیش
بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید۶

نظامی گنجوی شاعر قرن ششم هجری نیز به ظهور آن حضرت در میان حوادث و وقایع تلخ آخرالزمان اشاره کرده است:

هم زمین را با خلایق ناموافق شد مزاج
هم فلک را با کواکب نامناسب شد قران
زین قران ایمن شوی چون چنگ در قرآن زنی
مهدِ قرآن جوی، کآمد مهدی آخر زمان۷

خاقانی شروانی شاعر قرن ششم نیز در شعر خود فراوان به آن حضرت اشاره کرده است:

مانا که بهر تاختنِ مرکبان عقل
مهدی به عالم آمد و میدان تازه کرد۸

البته این شاعر و برخی از شاعران مدیح گوی برای بزرگداشت ممدوح خویش وی را به آن حضرت تشبیه کرده‌اند چنان که مسعود سعد سلمان شاعر قرن پنجم و ششم هجری در توصیف ممدوح خود گوید:

مشهور شد از رایت او آیت مهدی
منسوخ شد از هیبت او فتنه دجال۹

و یا انوری که پا از این فراتر نهاده و ممدوح خود را چنین توصیف می‌کند:

تو آدمی و همه دشمنان تو ابلیس
تو مهدیی و همه حاسدان تو دجال۱۰

برخی از شاعران نیز چنان که گفتیم از این روایات برای مضمون پردازی و بیان منظور خویش استفاده کرده‌اند چنان که خاقانی شروانی گوید:

خلوتی کز فقر سازی خیمه مهدی شناس
زحمتی کز خلق بینی موکب دجال دان۱۱

و یا مولوی در توصیف ولی در دفتر دوم مثنوی چنین می‌گوید:

پس به هر دوری ولیی قایم است
تا قیامت آزمایش دایم است
مهدی و هادی وی است ای راه جو
هم نهان و هم نشسته پیش رو۱۲

و باز در قصیده‌ای از دیوان ناصرخسرو آمده است:

بر جان من چو نور امام زمان بتافت
لیل السرار بودم و شمس الضحی شدم
عیبم همی کنند بدانچه م بدوست فخر
فخرم بدان که شیعت اهل عبا شدم۱۳

علاوه بر اشعاری که ذکر کردیم، برخی شعرها دربرگیرنده‌ی مفهوم انتظار است. این گونه ابیات اگرچه فراوانی چندانی ندارد؛ ولی تأکیدی بر آن است که انتظار فرج دست کم از جانب شیعه از آغاز غیبت، امری مسلم بوده است و نقض سخن و اعتقاد آنان که آن را به وجود آمده در چند قرن گذشته به ویژه در عهد صفویه می‌دانند. به عنوان مثال خاقانی شروانی در یکی از قصائد خود به این مفهوم اشاره داشته و می‌گوید:

بر در مرقد سلطان هدی زابلق چرخ
مرکبِ داشته را ناله هرّا شنوند۱۴

این بیت اشاره دارد به یکی از رسوم شیعه که هر جمعه اسب یا اسبانی را زین کرده و آماده نگاه می‌داشتند تا در صورت ظهور آن حضرت به استقبال وی بشتابند و ایشان را بر اسب سوار کرده و همراهی نمایند. شبیه همین مضمون را لسان الغیب حافظ شیرازی نیز در غزلی آورده است:

به پیش خیل خیالش کشیدم ابلق چشم
بدان امید که آن شهسوار بازآید۱۵
البته علاوه بر این شاعران، بسیاری از نویسندگان، سیاحان و سفرنامه نویسان این مراسم را به چشم خود دیده‌اند. از جمله ابن بطوطه جهانگرد و جغرافی‌دان قرن هشتم هجری.۱۶

اگر فرض را بر آن بگیریم که حافظ شاعری اثناعشری بوده است در بسیاری از غزل‌ها و ابیات دیوان وی این انتظار را می‌توانیم ببینیم؛ با ذکر برخی از این اشعار سخن را به پایان می‌بریم:

ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت
جانم بسوختی و به دل دوست دارمت۱۷
***
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست۱۸
***
تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار
که در مقابل چشمی و غایب از نظری۱۹
***
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هرکجا هست خدایا به سلامت دارش۲۰
و…

پی نوشت‌ها:

۱- دیوان حافظ، ۱۸۴
۲- همان، ۱۰۱
۳- دیوان ناصرخسرو ، ۳۸۳
۴- گلستان سعدی، ۱۶۶
۵- حدیقه الحقیقه سنایی، ۵۸۱
۶- دیوان حافظ، ۱۵۴
۷- دیوان نظامی گنجوی، ۲۴۲
۸- دیوان خاقانی، ۷۷۵
۹- دیوان مسعود سعد سلمان، ۶۱۰
۱۰- دیوان انوری، ج۱، ۲۸۵
۱۱- دیوان خاقانی، ۳۲۵
۱۲- مثنوی معنوی، دفتر دوم، بیت ۸۱۵ و ۸۱۸
۱۳- دیوان ناصرخسرو، ۱۳۹
۱۴- دیوان خاقانی، ۱۰۳
۱۵- دیوان حافظ، ۱۵۲٫ برای توضیح بیشتر رک: ذهن و زبان حافظ، شرح یک بیت حافظ، ۶۰۷
۱۶- رک: فرهنگ تلمیحات، ۵۶۶
۱۷- دیوان حافظ، ۱۰۲
۱۸- همان، ۷۸
۱۹- همان، ۲۳۸
۲۰- همان، ۲۸۸

منابع:
حدیقه الحقیقه و شریعه الطریقه، تصحیح و توضیح محمدتقی مدرس رضوی، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۸۳
دیوان انوری، به کوشش محمدتقی مدرس رضوی، ج۱، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ پنجم، تهران، ۱۳۷۶
دیوان حافظ، تصحیح علامه قزوینی و دکتر قاسم غنی، انتشارات نگاه، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۲
دیوان خاقانی شروانی، به کوشش دکتر ضیاءالدین سجادی، انتشارت زوّار، ۱۳۸۲
دیوان ناصرخسرو قبادیانی، تصحیح دکتر مجتبی مینوی و دکتر مهدی محقق، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ پنجم، زمستان ۱۳۷۸
دیوان نظامی گنجوی، به کوشش سعید نفیسی، انتشارات فروغی، چاپ هفتم، تهران، ۱۳۸۰
دیوان مسعود سعد، انتشارات نگاه، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۴
ذهن و زبان حافظ، بهاءالدین خرمشاهی، انتشارات ناهید، چاپ هشتم، تهران، ۱۳۸۴
شرح جامع مثنوی معنوی، کریم زمانی، ج۲، انتشارات اطلاعات، چاپ هشتم، تهران، ۱۳۸۵
فرهنگ تلمیحات، سیروس شمیسا، انتشارات فردوس، چاپ ششم، تهران، ۱۳۷۸
گلستان سعدی، تصحیح و توضیح دکتر غلامحسین یوسفی، انتشارات خوارزمی، چاپ دوم، تهران، اسفندماه ۱۳۶۹
*سید جواد حیدری پورطراحان

http://noorportal.net/PrintArticle.aspx?id=57285